سزان نقاش قرن

نسخه مناسب چاپSend by email

سزان نقاش قرن
شهريار سيروس

در واپسين سالهاي دهه 80 قرن نوزدهم اميل زولا نويسنده رئاليست فرانسوي در کتاب کوچکي به شرح حال يک نقاش مي پردازد. در توصيفي که زولا از اين نقاش ارائه مي کند او را يک "بازنده" به تمام معني مي يابيم. فردي که آکادمي هنرهاي زيباي پاريس درباره او اظهار مي کند که حتي يک خط صاف نمي تواند بکشد. منتقدين برجسته زمانه هم او را تمسخر مي کنند. مردم هم اقبال چنداني به آثار او نشان نمي دهند و امکان فروش آثارش به شدت محدود است . بدتر از همه اين که رفقاي نقاشش که خود آنها هم در برخي موارد همدرد وي مي باشند او و کارش را نمي پسندند.
در نهايت "بازنده" زولا بعد از چندين سال کار پياپي و سنگين يک روز خود نيز متوجه مي شود که هنرش بي مايه است و دستش خالي است. اين آگاهي آنقدر برايش سنگين تمام مي شود که در آپارتمانش خود را در برابر "شاهکار" ش به دار مي آويزد.
هر چند زولا در کتاب اين نقاش را به نامي مستعار مي خواند اما همه مي دانند و خود نيز بارها اظهار کرده که منظورش از اين "بازنده" سزان مي باشد. سزان که دوست صميمي زولا بوده از اين مطلب به شدت بر مي آشوبد و دوستي خود را براي هميشه با زولا قطع مي کند اما زولا هميشه مي گفته که در نوشتن اين داستان شدت محبتش به سزان را نشان داده تا او را از سرانجام تلخي که در آپارتمان انتظارش را مي کشد نجات دهد.
حقيقت ماجرا اين است که آنچه زولا درباره سزان مي نويسد درست است – جز چند صفحه انتهائي کتاب و باخت تراژيک او. سزان فرزند يک نيمه بورژواي فرانسوي و عاشق نقاشي بود. شروع کارش را با آموزش در آکادمي ها و آتليه هاي به شدت سنت گراي پاريس آغاز مي کند و خيلي زود از رويه آموزشي آنها خسته و دل زده مي شود. با مشاهده آثار امپرسيونيست ها سخت شيفته و مجذوب آنها مي شود و با ترک آکادمي تلاش خود را متمرکز بر يادگيري اين مکتب جديد نقاشي مي نمايد و با امپرسيونيست ها باب دوستي مي گشايد.
سزان در اين دوره – مثل بسياري ديگر – متوسل به پيسارو مي شود. پيسارو به نوعي پدر مهربان امپرسيونيست ها محسوب مي شود و بيشتر آناني که مايل به يادگيري تکنيک هاي امپرسيونيسم هستند دوراني را نزد او و در منزلش تلمذ مي کنند. سزان نيز نه تنها از اين قاعده مستثني نيست، بلکه  زمان زيادي را به يادگيري از پيسارو اختصاص ميدهد.
اين دوره هم دوران ناموفقي است. نقاشي هاي سزان در اين دوره عمدتا به آثار ناپخته و زمخت پيسارو شبيه است و نشاني از فرديت و هويت هنري سزان در آن ديده نمي شود. اتفاقا در همين زمان است که زولا کتاب خود را درباره سزان منتشر مي کند و اگر سزان همان موقع حرف زولا را گوش کرده بود – يعني يا نقاشي را کنار مي گذاشت يا خود را در برابر شاهکارش دار مي زد -  خلائي جدي براي فرهنگ و هنر مدرن پديد آمده بود.
واقعيت اين است که فضاي حاکم بر روابط امپرسيونيست هاي ساکن در پاريس آنچنان سنگين و تاثير گذار است که نه تنها سزان بلکه ساير نقاشاني چون ون گوک و گوگن و ديگران هم اين فضا را تاب نمي آورند و پاريس را ترک مي کنند و آنگاه است که هويت حقيقي هنريشان آشكار مي شود. داستانهاي متعددي در باب آزارهايي که همقطاران سزان در آن دوره بر سر او و ديگر انسان هاي ساده لوحي چون او و هانري روسو و ون گوگ مي آورند شهره عام و خاص است.
سزان بعد از ترک پاريس به منطقه اکس در پروانس (جنوب فرانسه ) مي رود جايي که پدر نيمه متمولش زندگي آرام و به دور از هياهويي برايش تدارک مي بيند تا با آسايش خيال و بدون دغدغه مسايل مالي و جو متشنج پاريس نقاشي کند و سزان هم تا پايان عمر همانجا مي ماند و کار مي کند و شاهکار هائي را خلق مي کند که افسوس که زولا نيست که آنها را ببيند شايد او خود را در برابر شاهکار سزان دار مي زد.
واقعيت اين است که سزان علي رغم اين که بسيار شيفته عملكرد هنري و اجتماعي امپرسيونيست ها بود اما به صرافت طبع و بر اساس نبوغ هنريش درک – يا حس – کرده بود که هنر امپرسيونيستي داراي نقاط ضعفي است. اکنون که به آثار اوليه سزان نگاه مي کنيم در مي يابيم که آنچه در آن زمان زمختي و ناپختگي آثارش محسوب مي شده في الواقع رويکرد انتقادي او به هنر امپرسيونيسم مي باشد.
براي درک بهتر اين رويکرد بايد با نقاشي امپرسيونيستي  و نقاط ضعفش بطور اجمال آشنا شويم:
امپرسيونيست ها در يک کلام شيفته نور هستند. با امکانات وسيعي که شيمي رنگ در اختيارشان مي گذارد وسايل را به طبيعت مي برند و مستقيما در طبيعت نقاشي مي کنند. تا آن زمان همه نقاشاني که طبيعت مي کشيدند هيچ وقت کار اصلي ( تابلو ) خود را مستقيما در طبيعت کار نمي کردند و معمولا اتود هائي با آبرنگ يا پاستل در طبيعت مي کشيدند و سپس کار اصلي خود را که با رنگ و روغن انجام مي شد در آتليه و سر صبر و با اختصاص زماني طولاني انجام مي دادند.
امپرسيونيست ها با انجام کار اصلي در طبيعت به دستاورد عظيمي مي رسند که آن شناسائي و کشف  رنگ  موضعي در طبيعت است. امپرسيونيست ها متوجه مي شوند که سايه ها الزاما قهوه اي و خاکستري نيستند و بسته به فضا و تابش نور، سايه ها بنفش، آبي و حتي سبز مي باشند.
اين شيوه نقاشي مستلزم سرعت عمل است چرا که نقاشي که در طبيعت کار مي کند زمانش بسيار بسيار محدود است. تابش نور خورشيد در کمتر از دو ساعت کاملا تغيير مي کند و جهت سايه ها و شدت تابش نور و درخشش رنگ ها کاملا تغيير مي کند. اين مسئله باعث مي شود که امپرسيونيست ها دو کيفيت را فداي رنگ کنند. کيفيت اول توجه به جزئيات است. در نقاشي امپرسيونيستي اصولا جزئيات ديده نمي شود و معمولا با لكه رنگ نقاشي انجام مي شود از سوي ديگر چون رنگ و روغن زمان زيادي مي برد تا خشک شود فضا هاي به تصوير در آمده در هم داخل شده و بدون مرز مي باشند. همين مسئله و سرعت کار است که باعث مي شود نقاشان امپرسيونيست به ترکيب بندي آثارشان و ساختار زير بنائي تابلو توجه کمتري کنند که اين کيفيت دومي است که فداي سرعت کار يا به عبارت بهتر فداي رنگ مي شود.
سزان از همان ابتدا متوجه اين نکته شده بود و در همان کار هاي اوليه اش نه تنها شيفتگي چنداني به اين نوع از رنگ آميزي ديده نمي شود بلكه توجه اصلي سزان به ساختار اثر است. هر چند زمان زيادي لازم است تا اين نگاه جا بيافتد و تبديل به شيوه اي پخته ، شخصي و غير قابل تقليد شود. سزان در کنار دو نقاش مهم ديگر هم عصرش يعني ون گوگ و گوگن نه تنها موفق به حل مشكلات امپرسيونيسم مي شود – و به همين دليل ايشان را پست امپرسيونيست مي خوانند – بلکه پايه هاي سنت چهار صد ساله رنسانس را مي لرزاند و هنر جديدي که ما امروزه هنر مدرن مي خوانيمش را مي آفريند.
سزان شكل نقاشي را تغيير داد. او با اصالت دادن به ساختار و ترکيب بندي نقاشي، نقاش را در جايگاه "قادر متعال" قرار داده و او را حاکم بر تصوير مي داند که در جهت وصول به هدف – ساختار تنظيم يافته و بي عيب و نقص – قادر است که قواعد و روابط حاکم بر طبيعت ( که منبع الهام اوست ) را تغيير دهد و دنيايي جديد مطابق با خواستها و ضرورت هاي ذهني خود بيافريند.
سزان در اين روند بر دانش و روابط  منطقي حاکم بر فرم تکيه مي کند و در فرايند خلق اثر هنر اتکاء  بر احساس را کاري عبث و گمراه کننده قلمداد مي کند. از اين روست که آثار سزان از ديدگاه آناني که دوست دارند، يا عادت کرده اند نقاشي را از ديدگاه بيان حس ( expression) يا تقليد از طبيعت ( representation) ببينند، خشک و جدي و نا متعارف به نظر مي رسد.
نمي توانيم ادعا کنيم که سزان ادبياتي نوين براي نقاشي بوجود آورد اما مسلما اين ديدگاه درست است که الفباي اين ادبيات را سزان پايه گذاري کرد. دستور زبان در تقابل با آن چيزي قرار گرفت که ما آن را سنت بزرگ يا سنت رنسانس مي ناميم و پيکاسو آن را دروغ بزرگ نام گذاشته بود. سنتي که بيش از چهار صد سال دوام داشت و سرانجام توسط سه ستاره درخشان قرن نوزدهم يعني ون گوگ، گوگن و سزان در هم پيچيده شد.
تاريخ تمدن شاهد هنرمندان و نقاشان بزرگ زيادي است. افرادي که زمانه خود را درک کردند و عموما توسط مردم زمانه خود درک نشدند. با ثبات، استقامت و انگيزه اي حيرت انگيز بر هنر خود مداومت کردند، خلق کردند و چهره دنيا را عوض نمودند. اين که چه عامل يا عواملي براي ايشان انگيزه شد تا از پاي نمانند چندان روشن نيست. مسلما انگيزه هاي رايج چون پول و شهرت و تشويق دوستان و ساير انگيزه هاي رايج براي چنين ثباتي کافي نيستند. براي استعدادي متوسط و انگيزه اي ناقص انتشار کتاب زولا کافي بود تا از پاي بنشيند اما سزان نه تنها از پاي ننشست بلکه در نهايت تاريخ بر اشتباه زولا قضاوت کرد. دست آخر کسي خود را دار نزد اما چه بسيارند کساني که در برابر "شاهکارها" ي سزان زانو زده و او را ستايش کرده اند.
آري تاريخ هنرمندان بزرگ زياد دارد اما در بين هنرمندان بزرگ کمتر پيدا مي شوند کساني که نه تنها زمانه خود را تغيير داده اند بلکه زمينه اي مهيا براي تحولات آينده هنرها بوجود آورده باشند و به عبارت بهتر آينده ساز شده باشند. سزان بدون ترديد در زمره اين گروه قرار مي گيرد. او نه تنها نقاش بزرگي است و نه تنها با نقد امپرسيونيسم توانست تحولي جدي در اين مکتب بوجود آورد بلکه دستاورد هاي سزان زمينه اي ايجاد کرد که بر اساس اين تحولات نسل نوگرا و خلاق بعد از او توانستند جرياني را دنبال کنند که ما امروزه با نام آشناي "هنر مدرن" آن را مي شناسيم و ستايش مي کنيم.
از اين رو اغراق نيست اگر سزان را باني هنر مدرن قلمداد کنيم که بزرگاني چون پيکاسو، براک، دوشان و ديگران با تجزيه و تحليل و شناخت درست آثار او راه خود را پيدا کردند و "شاهکار" هاي خود را خلق نمودند.

تصویر: 

افزودن یک دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd><p>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری
حروف نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

خبرنامه

جهت عضويت يا لغو آن لطفاً آدرس ايميل خود را وارد و دكمه مربوطه را كليك نماييد.

ورود کاربر