ای مرغ اشیان بقا بشکن این قفس - غزلی زیبا از متصاعد الی الله جناب هوشمند فتح اعظم

نسخه مناسب چاپSend by email

پشتم ز بار زندگی این جهان خم است
از رنج عمر انچه بگویم تو را کم است
در این جهان که هیچ وفایی به کس نداشت
با من بگوی کیست که دلشاد و بی غم است؟
گهگاه اگر که شادی رویی به ما کند
چون چشمک ستاره در این شام مظلم است
ساقی دهر زهر بریزد به جام ما
مستان گمان برند که از چاه زمزم است
دور جوانیم که چو الماس می نمود
در پرتو زمانه بدیدم که شبنم است
اندر غروب عمر نگه کن که در افق
خط میان زندگی و مرگ مبهم است
از طول عمر یک دو نفس بیشتر نماند
خواجه هنوز در پی دینار و درهم است
ای مرغ اشیان بقا بشکن این قفس
بر پر به جاودانه جهانی که خرم است

تصویر: 

افزودن یک دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd><p>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری
حروف نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

خبرنامه

جهت عضويت يا لغو آن لطفاً آدرس ايميل خود را وارد و دكمه مربوطه را كليك نماييد.

ورود کاربر