«حبسیات »

نسخه مناسب چاپSend by email

یا دل نوشته های زندانیان وجدان در ایران معاصر

 

«حبسیه» در لغت به شعری گفته اند که شاعری در مدت زندانی بودن در وصف حال خود بگیرد و جمع آن «حبسیات» است (فرهنگ عمید)

«حبسیه» و «حبسیه سرایی» در تاریخ ادبیات فارسی سابقه ای طولانی دارد و خود از اقسام نوعی وسیع تر در شعر فارسی به نام «شکواییه» است در اصطلاح «شکواییه» شعری است که شاعر در قبال ناملایمات و محرومیت های خاص و عام بسراید و منعکس کننده ی رنج و اندوه و یاس و ناکامی و تیره روزی و بدبختی باشد. این نوع شعر به خصوص در ادبیات فارسی فراوان است! «شکواییه» از بدو ظهور شعر و شاعری در آثار شعرای ایران راه یافت ولی از دوره ی سلجوقیان به لحاظ کاهش قدر و منزلت شعرا و ناملایمات اجتماعی که از تبعات اوضاع اجتماعی بود «شکواییه» بیشتر رونق گرفت... در ادبیات فارسی بهترین نمونه های «شکواییه» آنهایی است که تالمات روحی شاعر از رنجی بزرگ موجب سروده شدن آن شده باشد. در این زمینه اشعاری که ناصر خسرو در شکایت از سرگردانی ها و ناامنی های زندگی خود سروده و «حبسیات» مسعود سعد سلمان از بهترین «شکواییه» های ادب فارسی به شمار می آید. مسعود سعد که سال ها در گوشه ی زندان محبوس بوده و به انواع بلایا و مصائب گرفتار، مراتب درماندگی و بدبختی خود را در «حبسیات» خویش منعکس کرده است. برای نمونه دو بیت ذیل که مطلع دو قصیده ی حزن انگیز اوست چنین است:

دلم ز انده بی حد همی نیاساید

تنم ز رنج فراوان همی بفرساید

 

از کرده ی خویش پشیمانم

جز توبه ره دگر نمی دانم

و در جایی نیز وصف حال خود چنین می گوید:

ز بس بلا که بدیدم چنان شدم به مَثَل

که گر سعادت بینم گمان برم که بلاست...

(برگرفته از فرهنگ اصطلاحات ادبی تالیف سیما داد ص 196-197)

اکنون که با سابقه ی فرهنگی «حبسیات» در ادب فارسی آشنا شدیم می توانیم با نگاهی دقیق تر به آثار ادبی زندانیان عقیدتی در ایران معاصر یا به عبارت دیگر «دل نوشته های زندانیان وجدان» در این روزگار میهن مان توجه کنیم و با بازخوانی اینگونه آثار به این واقعیت پی بریم که آثار چنین زندانیان بی گناه که جرمی جز دگراندیشی و تفاوت عقاید مذهبی و سیاسی آنها با آنچه انحصار گرایان تمامیت خواه می اندیشند ندارند بیشتر با واژه ی «حماسه» که خود نوعی از انواع ادبی محسوب است، قابل بیان است. البته کاملا طبیعی است که بیان احساسات حزن انگیز و عاشقانه ناشی از درد و رنج زندان و فراق عزیزان ، نوعی از ادب غنایی را نیز با ادب حماسی می آمیزد و در بسیار موارد، حماسه ای عاشقانه و عارفانه را می آفریند.

در این قسمت از بخش ادبی، برآنیم با شما همراهان یکدل سفری معنوی را آغاز کنیم و به جهان پر رمز و راز آثار زندانیان وجدان در ایران معاصر راهی بجوییم. در این گذار بهتر است از قید اصطلاحاتی چون نظم و نثر و قالب و انواع ادبی و ... فراتر رویم و «دل نوشته ها» ی این بندیان وجدان را فارغ از هر عقیده و مرام سیاسی و مذهبی بکاویم تا شاهد دلربای حقیقت را در هر جامه و پیرهن بشناسیم و بشناسانیم و عاشق تر شویم.که پیر عاشقان جمالش می فرماید:

«جویای شمس حقیقت باشیم از هر افقی طالع شود، طالب رائحه ی طیبه باشیم از هر گلی انتشار یابد»

(مجموعه ی مناجاتهای حضرت عبدالبهاء چاپ آلمان ص 337)

در آغاز ، یکی از بهترین آثار از این دست را برگزیدیم تا با هم، راهی این سفر هیجان انگیز شویم. بسیار امیدواریم نظراتی که در باره ی این مجموعه می نویسید، هدایتگر ما در ادامه ی راه باشد.

مجموعه ی اشعار خانم مهوش ثابت

یکی از هفت مدیران زندانی جامعه ی بهائیان ایران موسوم به "یاران ایران" که در طول دوران حبس(بیش از سه سال) سروده شده است.

توضیح:

"یاران ایران" اصطلاحی است که بهاییان ایران به ۷ تن از مدیرانشان اطلاق می کنند که وظیفه اداره و مدیریت جامعه سیصد هزار نفری بهاییان ایران را بر عهده دارند. "یاران ایران" در واقع جایگزینی برای محفل روحانی ایران هستند که در ساختار نظم اداری جامعه بهایی یک گروه نه نفره انتخابی است که وظیفه اداره امور و مدیریت جامعه بهایی ایران را بر عهده دارند.

بعد از انقلاب، در سال ۱۳۵۹ نه عضو محفل روحانی ایران دستگیر و تاکنون همگی این افراد مفقودالاثر می باشند. بعد از محفل روحانی اول، محفل روحانی دوم نیز انتخاب شد و در سال ۱۳۶۰ اکثریت اعضا دستگیر و بعد از مدت کوتاهی اعدام شدند که اجساد آنها به صورت مخفیانه در گورستان خاوران دفن شد. محفل روحانی سوم هم بعد از مدتی تشکیل شد اما در سال ۱۳۶۲ محفل روحانی ملی سوم بعد از اعلام ممنوعیت تمام فعالیتهای جمعی و تشکیلاتی بهاییان در ایران توسط دادستان کل انقلاب و پس از نوشتن یک نامه سرگشاده‌در رد اتهامات وارده، انحلال خود را اعلام کرد. ۷ تن از ۹ نفر محفل روحانی سوم در طول زمان دستگیر و اعدام شدند. بعد از انحلال محفل روحانی، یک مجمع موقت که به اصطلاح "یاران ایران" خوانده می شد، مسوولیت اداره جامعه بهاییان ایران را رسیدگی می کرد که بعضا حکومت از فعالیتهای آنها اطلاع کامل داشت.

آخرین جمع یاران ایران، شامل ۷ عضو به نامهای مهوش ثابت، فریبا کمال‌آبادی، عفیف نعیمی، سعید رضائی، وحید تیزفهم، جمال الدین خانجانی و بهروز توکلی، هفت رهبر بهائیان ایران هستند که از اینان مهوش ثابت و فریبا کمال‌آبادی که همگی در محدوده زمانی ۱۵ اسفند ماه سال ۱۳۸۶ و اردیبهشت سال ۱۳۸۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردیدند.

قوه قضاییه ایران بعد از ماهها بازداشت موقت این هفت نفر، آنها را به بیست سال حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۱۰سال حبس تعزیری کاهش یافت و به صورت شفاهی به این هفت نفر ابلاغ شد، اما در اسفندماه سال ۱۳۸۹ این حکم مجددا به ۲۰ سال تغییر کرد. طبق گزارشات، این تصمیم بر اساس اعتراض دادستان کل کشور انجام گرفته است و ادعا کرده‌اند که مبنای حقوقی آن قانونی است که طبق آن هر تصمیم قوه‌ی قضاییه‌ی ایران که مخالف قانون شریعت باشد می‌تواند مورد تجدید نظر قرار بگیرد. مدتی خانم ها مهوش ثابت و فریبا کمال آبادی به زندان قرچک ورامین منتقل شدند و شرایطی بسیار دشوار را تحمل کردند ولی اکنون در زندان اوین محبوسند. ۵ نفر دیگر در زندان رجایی شهر به سر می برند و همه در حال سپری کردن دوران محکومیت ۲۰ ساله خود بدون یک روز مرخصی هستند.

شرح حال مختصر شاعر این مجموعه:

خانم مهوش ثابت، ۵۷ سال دارد. قبل از این که به علت اعتقاد به آئین بهائی از کار دولتی خود در بخش تعلیم و تربیت اخراج شود، معلم و مدیر دبستان بوده است. او در ۱٥ سال گذشته مدیریت مؤسسۀ آموزش عالی بهائی (مؤسسۀ علمی آزاد)، را برعهده داشته است. اين مؤسسه امکانی برای تحصیلات عالیه در اختيار جوانان بهائی قرار می‌دهد.

خانم مهوش ثابت در سال ۱٩٥٣ در اردستان بدنیا آمد و هنگامی که در کلاس پنجم دبستان بود به تهران نقل مکان کرد. او در رشتۀ روانشناسی دانشنامۂ ليسانس دارد. کارِ حرفه ای اش را به عنوان معلم شروع کرد و بعداً به مدیریت چند مدرسه منصوب شد. در راستای تخصص حرفه‌ای خویش، با کمیتۀ ملی سوادآموزی ایران همکاری داشت اما بعد از انقلاب اسلامی، مانند هزاران مدرس دیگر بهائی، از کار خود اخراج و از اشتغال به هرگونه کار آموزشی دولتی محروم شد.

او و همسرش، سياوش ثابت، دو فرزند بزرگ‌سال دارند...

( به نقل از ویژه نامه ی یاران ایران منتشره توسط کمیته گزارشگران حقوق بشر - به مناسبت سومین سالگرد دستگیری ایشان)

تصویر: 
افزودن فایل: 

افزودن یک دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd><p>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری
حروف نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

خبرنامه

جهت عضويت يا لغو آن لطفاً آدرس ايميل خود را وارد و دكمه مربوطه را كليك نماييد.

ورود کاربر